نشسته ام پر گریه میان حال خودم

میان غصه ودلتنگی وسوال خودم...

غم غریبی چشم تو را چه خواهم کرد؟؟؟

ز درد خویش گذشتم که بی خیال خودم

دوباره غصه ومن یک غم و کمی تشویش

و باز حرف وصالی میان فال خودم

میان خاطره های گذشته من و تو

دوباره خنده ای از حرف های کال خودم

خدا کند که نبینم غم نگاهت را!!!

تمام غصه ودلتنگی تو مال خودم

عزیز یاد قشنگت همیشه با من هست...

درست مثل غزل گشته ای دوبال خودم

هزار بار نوشتم که بی تو دلتنگم

خدا کند که نبینم تو را به حال خودم..........

 

شاید روزی ... یه جایی ... یه جوری ... یه کسی ... یه چیزی ... صبر داشته باش!

صبر داشته باش......!!!


خیالت راحت

این خطای دل من بود

خاطرت جمع

تو دل  من حساب تو پاکه پاکه!

/ 1 نظر / 7 بازدید
سحر

می بخشم شکستن عهدمان را دل پر دردم را حتی اشکهایم را می بخشم ساده پنداشتن سادگی هایم را می بخشم می بخشم هر آنچه نبودنت در بودنم را