گاهی وقتها

دوست دارم با نسیم سحـــــــــــــــــــــــــــــری

شاخه ای از گل یاس ، بوته ای از گل مریم

بغلی از گل سرخ ، همه را دسته کنم تا بسازم

سبدی از پر طاووس سپید

تا که تقدیم کنم به عزیزی که دلم میخواهد 

...   ...   ...   ...

گاهی وقتا که میخوام به یاد تو گریه کنم

اشک بی کسی من گونه هامو میسوزونه

تا میاد خنده ای رو لبهای من جون بگیره

یاد چشمات روی لبخند منو میپوشونه

جای خالیت مثل یه خار توی چشمام میشینه

کور میشه انگاری بی تو دنیا رو نمیبینه

درو دیوارای خونه از تو داره صد نشونه

گلای باغچه میگیرن از فراق تو بهونه

کاش میشد با مهربونی پر کنیم فاصله هارو

من میخوام اما چه فایده دل تو نامهربونه

من که چون شمعی به شام تار تو افروختم

هر چه کردی با دلم از شکوه لب را دوختم

روز و شب بوده دعا ی من سلامت بودنت

پس چرا آتش شدی از شعله هایت سوختم 

/ 0 نظر / 31 بازدید