اندکی صبر سحــــــــــــــر نزدیک است...

 

شب سردی است و من افسرده

راه دوری ست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

میکنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدم ها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر امد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید به من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هردم این بانگ برارم از دل

وای این شب چقدر تاریک است.

 

 

 

/ 0 نظر / 65 بازدید