گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم و به هم می زنه

مرد برای هضم دلتنگی هاش

گریه نمی کنه قدم می زنه

گریه نمی کنم نه انیکه خوبم

نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم

یه اتفاق نیمه هم که یهو

میون زندگی افتادم

یه ماجرای تلخ ناگزیرم

یه قهوه که هر چی شکر بریزی

بازم  همون تلخی نابو داره

اگه یکی باشه منو بفهمه

براش غرورم و به هم می زنم

گریه که سهله زیر چتر شونش

تا اخر عمر قدم می زنم



/ 0 نظر / 25 بازدید