مست چشات

اون دوتا مست چشات ، منو خوابم می کنه
ذره ذره اون نگات ، داره آبم می کنه
داره می میره دلم واسه مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات
همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

مثل یک رویای خوش ، پا گرفتی تو شبام
از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام
هنوز از هرم تنت ، داره می سوزه تنم
از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم

دستای عاشق تو ، منو از نو تازه ساخت
دل ناباور من ، جز تو عشقی نشناخت

داره می میره دلم واسه
مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

/ 1 نظر / 16 بازدید
سحر

غم ماند وعمر رفت،دریغا كه هیچ سیل این نقش را نشست ز ویرانه جهان جز نقش های در هم رویاء چه دیده ام ما را بخواب می كند افسانه جهان